زینب موحدی نیا:
چهره اش نقشه ای از سالهای مقاومت و غم در کنار چشمانی روشن که هنوز امید را نفس می کشند پرمهر و صبور با لحنی آرام که حتی گلایه را هم در لفافه محبت می پیچید از بی امکاناتی حرف زد از جادهای که هر بار برای رسیدن به شهر جان مردم را به خطر می اندازد از باتری پنل خورشیدی خانه اش که خراب شده و شبهایش را در تاریکی کشانده از آب ناسالم که رگ های زندگی را کم جان کرده است …
صبح آن روز وقتی مسئولان استان وارد اولین روستای دولت آباد شدند مادر شهید منصور امیر محمدی با چادری ساده و نگاهی که از سالها انتظار حکایت داشت به استقبال آمد و کنار من نشست و با لبخندی آرام گفت: میشه من مشکلاتم بگویم دکتر طالبی استاندار کرمان با لبخندی پر مهر گفتند با افتخار در خدمت شما هستیم لحظه ای بعد بغض گلویش را بست و گفت اینجا هیچ امکانی ندارد نه آب نه برق نه جاده و…. پنل خورشیدیام خراب است.
مسئولان میآیند قول میدهند اما یادشان می رود سکوتی کوتاه بر جمع سایه انداخت این جملات نه تنها یک گلایه بودند بلکه آینه ای از محرومیت مزمن این روستای دورافتاده بود.
خانه ای که شب ها در سکوت و تاریکی سپری می شود و امیدش تنها به پنل شکسته ای که سالهاست چشم انتظار ترمیم شدن است.
استاندار پس از شنیدن این حرفها رو به بخشدار کرد و دستور داد: باتری پنل خورشیدی این مادر را هرچه سریع تر عوض کنید شاید همین جمله جرعه ای امید باشد در زندگی مادری که فرزندش را برای وطن داده اما هنوز از ابتدایی ترین امکانات اولیه بی بهره است.
پیر زن با دل پرمهرش نگاهی به من کرد و گفت ننه وقتی میخواهی بری بیا بهت گردو تازه بدم ببری خونت همین جمله ساده تصویر همه نجابتها و سنت های مهمان نوازی مردم این دیار را به ذهنم آورد مردمی که حتی در دل محرومیت بخشیدن را فراموش نمی کنند حرفهای مادر شهید با مهر پیشنهاد گردوی تازه و با تلخی واقعیت محرومیت تصویری روشن از زندگی در مناطق فراموش شده به ما میدهد که مردمان این دیار با مهربانی سرمایه ای هستند که کم توجهی مسئولان نباید آن را فرسوده کند.
داستان مادر شهید امیر محمدی نمادی از هزاران خانوادهای است که در گوشه و کنار این سرزمین با وجود فداکاریهایشان هنوز درگیر محرومیت و نبود امکانات اولیه هستند.
مسئولیت رفع این محرومیت ها وظیفه ای همگانی و عمیقا اخلاقی است که نیازمند عزمی جدی و اقدامات عملی و پایدار از سوی تمامی نهادهای مسئول، امید است که توجه به اینگونه گزارشها تلنگری باشد برای حرکت به سوی عدالت اجتماعی و بهبود زندگی مردمی که جان و مال خود و عزیز تزین کسانشان را در راه وطن نثار کردهاند و حالا اینگونه در بی امکاناتی غرق شده اند اما هنوز امیدشان نا امید نشده است.
دولت آباد بحراسمان با تمام زیبایی طبیعی اش تصویری دوگانه را جلو چشمم میآورد طبیعتی بکر و باشکوه اما مردمی گرفتار در زنجیر محرومیت حرف های مادر منصور امیر محمدی نه تنها روایت شخصی یک زن مقاوم بلکه سندی زنده از وضعیت مناطق فراموششده ای است که در سایه آمارهای رسمی از ذهن ها پنهان می مانند این صدا باید به جای گزارشها و بخشنامهها در تصمیمات شنیده شود وگرنه دعاها همچنان در آسمان بی پاسخ خواهند ماند.
















