زینب موحدی نیا:
به گزارش پایگاه خبری آوای جریده، سالهاست که جادههای جنوب کرمان، از مسیر کرمان–دلفارد گرفته تا راههای منتهی به رودبار جنوب، کهنوج، منوجان و قلعهگنج، فقط مسیر عبور خودروها نیستند، این جادهها به صحنه ای دائمی از اضطراب، بیقانونی، آتش و مرگ خاموش تبدیل شدهاند.
مردمی که هر روز با این جادهها زندگی میکنند خوب میدانند خطر از کجا میآید و چگونه تکرار میشود آنها بارها دیدهاند خودروهایی که پلاکشان خوانا نیست، شب و روز با سرعتهای غیرمتعارف حرکت میکنند، ناگهان کنار جاده متوقف میشوند، ساعتها خاموش و بیحرکت میمانند و درست زمانی که احساس میکنند مسیر امن شده دوباره با شتابی غیرعادی راه میافتند گویی جاده و قانون برایشان فقط مانعی موقتی است نه خط قرمز.
در این سالها آنچه مردم جنوب کرمان با چشم میبینند بسیار فراتر از چند تخلف ساده رانندگی است، تردد گسترده خودروهایی با پلاکهای مخدوش، دستکاریشده یا پوشاندهشده، به پدیدهای عادی تبدیل شده است، پلاکهایی که عملاً هویت خودرو را پنهان میکنند و امکان شناسایی، ثبت تخلف و پیگیری قانونی را از بین میبرند، این حجم از پلاک مخدوش نه اتفاقی است و نه محدود به چند مورد خاص بلکه نشانه ای روشن از شکلگیری یک الگوی تکرارشونده و سازمانیافته در جادههای جنوب کرمان است الگویی که سالهاست ادامه دارد و بهنظر میرسد با آن کنار آمدهاند.
مشاهدات میدانی و گزارشهای مکرر مردمی نشان میدهد این خودروها اغلب به صورت هماهنگ و گروهی حرکت میکنند در صورت احساس حضور پلیس یا ایستهای بازرسی هم زمان متوقف میشوند در حاشیه جاده، مسیرهای فرعی یا حتی ورودی روستاها میایستند و گاهی ساعتها منتظر میمانند. سپس با دریافت علامت یا اطمینان از امن شدن مسیر، دوباره بهصورت کاروانی حرکت خود را از سر میگیرن، چنین رفتاری به روشنی نشان میدهد که قاچاق سوخت در این منطقه یک اقدام فردی و پراکنده نیست بلکه حاصل فعالیت شبکههایی است که از هماهنگی، دیدهبانی و هدایت برخوردارند.
این خودروها با سرعتهایی تردد میکنند که برای جادههای باریک، پرپیچوخم و کمنور جنوب کرمان چیزی جز خطر و فاجعه به همراه ندارد. سبقتهای کور، عبور از مسیرهای فرعی و بیتوجهی کامل به قوانین رانندگی جان همه را تهدید میکند، از رانندگان محلی و کشاورزان گرفته تا خانوادهها و مسافران عبوری. جادههایی که زیرساخت ایمنی مناسبی ندارند و در بسیاری از نقاط، دسترسی به امداد و اورژانس با تأخیر همراه است با هر خطا میتوانند به صحنه حادثه ای مرگبار تبدیل شوند.
اما تلخترین بخش این ماجرا قاچاق سوخت و پیامدهای انسانی آن است؛ پدیدهای که سالهاست در جنوب کرمان قربانی میگیرد، بیآنکه آمار شفافی از آن ارائه شود. در همین سالها صدها مورد آتشسوزی خودروهای حامل سوخت گزارش شده است حوادثی که در بسیاری از آنها، جوانان این منطقه زندهزنده در شعلههای بنزین و گازوئیل سوختهاند.
جوانانی که اغلب نه سرمایهای داشتهاند، نه شغلی پایدار و نه انتخابی امن و در نهایت، جان خود را در مسیری از دست دادهاند که سود اصلی آن هرگز به آنها نرسیده است. در بسیاری از این حوادث، قربانیان در پایینترین حلقه این چرخه قرار داشتهاند، اما بیشترین هزینه را پرداختهاند.
سالهاست مردم جنوب کرمان با پرسشهایی جدی و بیپاسخ زندگی میکنند اینکه چگونه این حجم از تردد خودروهای پلاک مخدوش و پرسرعت ممکن است، چرا برخوردها اغلب مقطعی و کوتاهمدت است، چرا تمرکز برخوردها بیشتر بر حلقههای ضعیف است و نه بر شبکههای اصلی و چرا با وجود تکرار حوادث دلخراش، اقدام ریشهای و مداوم دیده نمیشود. در کنار این پرسشها، نقش بیکاری، فقر و نبود توسعه متوازن در گسترش قاچاق سوخت، موضوعی است که کمتر بهطور جدی مورد توجه قرار گرفته است.
واقعیت آن است که قاچاق سوخت در جنوب کرمان، صرفاً یک تخلف یا جرم اقتصادی نیست؛ بلکه یک مسئله اجتماعی عمیق است که ریشه در محرومیت، نبود فرصتهای شغلی پایدار و فاصله مزمن توسعهای دارد. تا زمانی که این ریشهها نادیده گرفته شود، برخوردهای صرفاً قهری تنها صورت مسئله را پاک میکند و بحران با چهرهای دیگر بازمیگردد.
جادههای جنوب کرمان سالهاست شاهدند؛ شاهد سرعت، شاهد آتش، شاهد توقفهای مشکوک کنار جاده و شاهد جوانانی که دیگر به خانه برنمیگردند. این گزارش، روایت مردمی است که هر روز با ترس رانندگی میکنند، خطر را میشناسند و از تکرار آن خستهاند مردمی که انتظار دارند صدایشان شنیده شود و پیش ازآنکه حادثهای دیگر رخ دهد، اقدام جدی، ریشهای و مداوم صورت بگیرد، نه بعد از آتش، نه پس از مرگ، بلکه پیش از فاجعهای دیگر…..
















