زینب موحدی نیا:
به گزارش آوای جریده، هر شب با فرو رفتن خورشید در دل کوههای جنوب کرمان خیابان بعثت چهرهی دیگری مییابد نه تنها خیابانی روشن از چراغ و رنگ بلکه روشن از حضور انسانها در این شبها، هوای جیرفت بوی مشارکت میدهد، بوی ایمان شهری که در لحظههای همزیستی، عظمت واقعی خود را نشان میدهد.

حضور مردمی تجلی عشق و وفاداری
مردم از خانهها بیرون میآیند نه از روی عادت، بلکه با حس تعلق و دلگرمی آنان با قدمهای آرام اما محکم در خیابان قدم میزنند تا ثابت کنند مفهوم خانه فراتر از دیوارهای شخصی است سرزمین، همان سقف مشترکی است که همه زیر آن زندگی میکنیم.

حضورشان نه فقط برای تماشای برنامهها، بلکه برای ادای یک عهد بیکلام است عهدی با خاک، با امید، با آینده این حضور شبانه، گویی بیانیه ای صمیمی است از وفاداری و باور به ایستادگی در برابر هر دشواری.

غوغای کودکان نغمه ی زندگی
در گوشههای خیابان صدای خندهی کودکان با موسیقی سنتی درهم می آمیزد آوایی که یادآور جوهرهی زندگی است. کودکان در غرفههای نقاشی و مسابقه، جهان را دوباره رنگ میزنند همچون نسلی که در میان تعلیم و بازی، عشق به وطن را در جان خود میکارد.

والدین کناری ایستادهاند با چهرههایی لبریز از غرور آرام غروری که نه از قدرت، بلکه از تداوم زندگی و پیوند نسلها سرچشمه میگیرد.

نذر آموزش روشنایی خرد در دل جمع
در میان تمام شور و رنگ، غرفههای نذر آموزش حسی معنوی و عمیق دارند معلمان داوطلب هر شب با لحن مهربان و دستانی پر از دفتر و امید کودکان و نوجوانان را گرد خود جمع میکنند آنان درس میدهند اما بیش از علم، ایمان به دانایی میکارند.

این بخش از برنامهها چنان درخشان است که می توان گفت شبهای اقتدار به مدرسه ای بزرگ در زیر آسمان جیرفت تبدیل شدهاند مدرسهای که در آن، آموزش نه وظیفه بلکه نیایش است.

برنامههای فرهنگی همآوایی اندیشه و احساس
در بخش مرکزی خیابان، برنامههای صحنهای و هنری اجرا میشود نمایشهای آیینی، روایتهای بومی شعرخوانی و سنج و دمام، سخنرانی، روایت گرد و …. در نگاه نخست ممکن است سرگرمی به نظر آید اما در عمق فضا، نوعی کاتارسیس اجتماعی جریان دارد تطهیری از خستگیهای روزمره و تجدید ارتباط انسانها با ارزشهای مشترک.

فلسفهی شبهای بعثت ایستادگی در برابر فراموشی
این شبها تنها برگزاری برنامه نیستند گفتوگویی جمعی با مفهوم پایداریاند مردمی که هر شب در این خیابان گرد میآیند در حقیقت یادآور میشوند که ایستادگی همیشه با جنگ یا زور آغاز نمیشود بلکه با حضور، مهر و اتحاد شکل میگیرد.

هر قدم در این خیابان چون واژهای از شعری بلند است که گویا می گوید ما هنوز اینجاییم، با دلی روشن، برای کشورمان، برای آیندهمان….


خیابانی که میاندیشد و میآموزد
بعثت در این شبها همچون رودی زنده از معنا و احساس جاری است در آن کودک میخندد، معلم درس میدهد، هنرمند مینوازد و مردم با تمام سادگی، بزرگترین فلسفه ی انسانی را زنده میکنند همبستگی و ایمان به جمع.


چنین خیابانی دیگر فقط مسیری میان ساختمانها نیست مکانی است برای بازآفرینی معنا، برای یادآوری اینکه دفاع از وطن، گاهی همان ادامهی عشق و امید در دل مردم است.


شبهای اقتدار در خیابان بعثت، سندی زنده از ایمان و بلوغ اجتماعی مردم جیرفت است مردمی که در دل شبها نه برای تماشای رویداد، بلکه برای حضور در داستان وطن گرد هم میآیند داستانی که هر شب در نگاه کودکی، صدای معلمی، و زمزمهی مردمی تکرار میشود.

و شاید حقیقت این شبها همین باشد دفاع از وطن یعنی به یاد آوردن ارزش هم دلی، دانایی و عشق در زمانهای که روشنی از دل مردم میجوشد.

















