• امروز : پنجشنبه, ۱۴ خرداد , ۱۴۰۵
  • برابر با : Thursday - 4 June - 2026
اخبار امروز : 0
1

از تخته ‌سیاه‌های سیار تا گام‌های لرزان سالمندان، شب‌های متفاوت جیرفت+تصویر

  • کد خبر : 1200
  • 26 آوریل 2026 - 12:26
از تخته ‌سیاه‌های سیار تا گام‌های لرزان سالمندان، شب‌های متفاوت جیرفت+تصویر
در انتهایی محل اجتماعات شبانه مردم جیرفت درست جایی که جمعیت آرام‌ تر می‌شود معلمان با تخته ‌سیاه‌های کوچک کلاس‌هایی تازه زیر آسمان می‌ سازند همان‌ جا که کودکان با اشتیاق جمع می‌شوند و سالمندانی که با سختی آمده‌اند، سکوت میدان را با نگاهشان معنا می‌کنند.

زینب موحدی نیا:

به گزارش پایگاه خبری آوای جریده، غروب که نزدیک می‌شود سایه‌ روشن‌های آفتاب جای خود را به نور چراغ‌ها می ‌دهد اما خیابان مرکزی جیرفت تازه بیدار می‌شود.

صدای قدم‌هایی که به هم نزدیک می‌شوند ترکیب نور و حرکت و زمزمه‌های آرام مردم، حال‌ و‌هوایی می ‌سازد که تنها با حضور هزاران نفر شکل می‌گیرد انگار شهر نفس عمیق ‌تری می‌ کشد انگار مفهوم زندگی در دل همین میدان ضربان می‌ گیرد.

حضور گسترده مردم در اجتماعات شبانه تنها یک معنا را فریاد می‌ زند پاسداشت و دفاع از ایران هر قدمی که در این جمع‌ها برداشته می‌شود گواه اراده‌ای استوار است مردمان از هر کوی و برزن گرد هم آمده‌اند تا با صدای واحد اعلام کنند که برای حفظ سرزمین‌شان، برای پاسداری از هویت و آینده ‌شان تا پای جان ایستاده‌اند. این اجتماع تنها یک حضور ساده نیست پیمانی است ناگسستنی با ایران جان…

در نخستین نگاه ازدحام جمعیت چشم را می ‌گیرد اما وقتی دقیق ‌تر می‌شوی هر گوشه صحنه ‌ای دارد که ارزش روایت کردن دارد خانواده‌ها به صورت گروهی آمده‌اند مادرانی که دستان فرزندانشان را محکم گرفته ‌اند تا در ازدحام گم نشوند پدرانی که کودکان کوچک ‌تر را بر شانه گذاشته‌ اند و با لبخندی آرام قدم برمی‌دارند.

صدای خنده‌های کودکانه گه ‌گاه با صدای قدم‌ها درهم می‌آمیزد و از انرژی آن‌ها می ‌توان فهمید که این حضور برایشان اتفاقی معمولی نیست تجربه‌ای تازه و پرشوق است.

اما شگفتی اصلی از جایی آغاز می ‌شود که جمعیت آرام ‌تر می‌شود و معلمان چهره می ‌نمایند درست در انتهای تجمع گروهی از معلمان تخته ‌سیاه‌های دستی را روی زمین یا بر سه ‌پایه‌های کوچک باز می‌کنند.

در یک چشم ‌به‌هم‌ زدن گوشه ‌های میدان تبدیل به کلاس‌هایی صمیمی می‌شود کلاس‌هایی که دیوار ندارند،سقفشان آسمان است و چراغشان نور خیابان….

هر معلم در گوشه‌ ای ایستاده و چند دانش‌آموز با نگاه‌هایی مشتاق دور او حلقه زده‌اند درس‌ها ساده نیستند از ریاضی و ادبیات گرفته تا نکات اخلاقی و انگیزشی معلم‌ها با تمام وجود صحبت می ‌کنند گویی اینجا در دل این ازدحام رسالتشان را پیدا کرده‌اند.

در چهره کودکان برق یادگیری دیده می‌شود و نوجوان‌ها با اشتیاق مثال‌ها را دنبال می ‌کنند صحنه‌ ای است که کمتر می ‌توان مشابهش را در کوچه ‌وخیابان دید در دل یک اجتماع بزرگ، مدرسه‌ای زنده از نو متولد شده است.

در میان جمعیت حضور سالمندان بیش از همه چشم نواز است.

پیرمردی با ویلچر آرام از میان جمعیت عبور داده می‌شود به قدری محترمانه برایش راه باز می‌شود که گویی همه او را می‌ شناسند.

کمی آن ‌طرف ‌تر پیرزنی گوژپشت و عصا به‌ دست دیده می‌شود آهسته اما محکم قدم برمی‌دارد نگاهش مصمم است گویی هر قدمی که برمی‌دارد گرمایی تازه به فضای خیابان می‌افزاید.

صدای خسته اما پرامید آن‌ها نشانی است از پیوند نسل‌ها از اینکه تاریخ فقط نوشته نمی ‌شود بلکه حضور دارد قدم می‌ زند نگاه می‌کند و در کنار مردم ادامه پیدا می‌کند.

در کناره ‌ها جوانان پرانرژی ایستاده‌اند بعضی مشغول کمک به خانواده‌ها و سالمندان بعضی در حال فیلم ‌برداری و ثبت لحظه‌ها گروهی دیگر کنار کلاس‌های معلمان ایستاده‌اند و با علاقه گوش می‌دهند گویی درس‌هایی که زیر نور چراغ‌های میدان گفته می‌شود شیرینی دیگری دارد.

هوای شب عطر حضور را در خود گرفته است.

میدان جیرفت در این شب‌ها فقط یک نقطه جغرافیایی نیست به صحنه‌ای از زندگی جمعی به نمادی از پیوند، تلاش و باهم ‌بودن تبدیل شده است.

هرکس که قدم به میدان می ‌گذارد سهمی از حضورش را جا می‌گذارد، لبخند کودکی، نگاه آرام یک مادر، دست لرزان پیرمرد روی دسته ویلچر، قدم‌های عصادار پیرزن، صدای گرم معلمی که پای تخته ایستاده و نگاه‌های مشتاق دانش‌آموزانی که زیر نور خیابان درس می‌خوانند.

اینجا شب‌های جیرفت، شب‌هایی است که شهر بیدار می‌ ماند تا معنای باهم بودن را دوباره تعریف کند….

اینجا همه یک هدف مشترک دارندآن هم ایران جان….

لینک کوتاه : https://avayejarideh.ir/?p=1200

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0