• امروز : پنجشنبه, ۱۴ خرداد , ۱۴۰۵
  • برابر با : Thursday - 4 June - 2026
اخبار امروز : 0
2

جیرفت، خیابان‌هایی که با قدم‌های مردم تاریخ را دوباره نوشتند / از عصای بلقیس‌خانم تا پرچم آزیتا، انقلاب هنوز روی پاهای مردم ایستاده است

  • کد خبر : 1111
  • 11 فوریه 2026 - 15:13
جیرفت، خیابان‌هایی که با قدم‌های مردم تاریخ را دوباره نوشتند / از عصای بلقیس‌خانم تا پرچم آزیتا، انقلاب هنوز روی پاهای مردم ایستاده است
بلقیس‌خانم تا پرچم آزیتا، انقلاب هنوز روی پاهای مردم ایستاده است ۲۲ بهمن در جیرفت، صحنه‌ی راه رفتن تاریخ بود؛ جایی که بلقیس‌خانم با عصایی در دست و آزیتای کلاس‌اولی با پرچمی برافراشته، شانه‌به‌شانه هم آمدند تا روایت زنده‌ی وفاداری مردم به انقلاب را کامل کنند؛ حضوری از همه نسل‌ها که نشان داد انقلاب، هنوز بر قدم‌های مردم استوار است.

 

زینب موحدی نیا:

به گزارش پایگاه خبری آوای جریده، بهمن روزی نیست که فقط از آن عبور کنیم روزی است که از دل آن عبور می‌کنیم.

روزی که تاریخ نه در کتاب‌ها که در خیابان‌ها ورق می‌خورد و مردم خود متن می‌شوند، در این روز قدم‌ها معنا دارند سکوت‌ ها حرف می‌زنند و حضور از هزار شعار رساتر است.

۲۲ بهمن روزی است که ملت ایران دوباره به دنیا اعلام می‌کند انقلاب زنده است نه در خاطره‌ها که در قلب‌ها….

و امسال، جیرفت این حقیقت را فریاد زد.

از سپیده‌دم شهر آرام و قرار نداشت خیابان‌ها زودتر از همیشه بیدار شدند، بیدار از آمدن مردمی که آمده بودند عهدی قدیمی را تازه کنند. پیرمردانی که انقلاب را به چشم دیده‌اند، مادرانی که انقلاب را زندگی کرده‌اند، جوانانی که انقلاب را امید فردای خود می‌دانند و کودکانی که انقلاب را با پرچم‌های کوچک‌شان به آینده می‌برند همه آمده بودند، بی‌دعوت‌نامه، بی‌تکلف، اما با دلی محکم و باوری ریشه‌دار.

این حضور، حضور از سر عادت نبود؛حضور انتخاب بود، انتخاب مردمی که با وجود همه سختی‌ها هنوز ایستاده‌اند، هنوز می‌آیند و هنوز پای آرمان‌ها مانده‌اند.

جیرفت در این روز نشان داد که انقلاب برایش یک شعار نیست هویت است، باور است، ریشه است.

۲۲ بهمن امسال در جیرفت راهپیمایی نبود میعادگاه نسل‌ها بود جایی که گذشته و حال و آینده دست در دست هم دادند و یک صدا گفتند این راه ادامه دارد.

پرچم‌ها فقط در دست‌ها نبود در دل‌ها برافراشته شده بود شعارها فقط بر زبان‌ها جاری نبود از عمق ایمان برمی‌خاست.

جیرفت در این روز قامت راست کرد و محکم ایستاد، ایستاد تا بگوید هنوز هم این مردم‌ صاحبان واقعی انقلاب‌اند هنوز هم اگر قرار باشد تاریخ دوباره نوشته شود با نام مردم نوشته خواهد شد.

و ۲۲ بهمن در جیرفت بار دیگر ثابت کرد این انقلاب زنده است چون مردمش زنده‌اند.

در میان موج جمعیتی که خیابان‌های جیرفت را لبریز کرده بود صداهای متفاوتی شنیده می‌شد صداهایی از نسل‌ ها و نگاه‌های گوناگون اما با یک مقصد مشترک.

زهرا سیدی نوجوانی که پرچم جمهوری اسلامی را محکم در دست گرفته بود با چشمانی پر از شور گفت: من شاید روزهای انقلاب رو ندیدم اما امروز اومدم چون می‌دونم این انقلاب مال ماست، ما باید نشون بدیم پای کشورمون هستیم.

چند قدم آن‌طرف‌تر‌محمد قاسمی با قامتی خمیده و عصایی در دست آرام اما قاطع گفت: من روزی که انقلاب پیروز شد تو همین خیابون‌ها بودم امروز هم اومدم بگم هنوز همون آدمم هنوز پای همون راه ایستادم تا نفس دارم میام.

در میان جمعیت جوانی با پوششی متفاوت با لبخندی مطمئن و نگاهی رو به آینده گفت: شاید ظاهر من شبیه بعضیا نباشه اما دلم با این خاکه اومدم چون معتقدم این کشور مال همه ماست و مشکلات با قهر حل نمی‌شه با موندن و ساختنه که درست می‌شه.

آن طرف تر بلقیس‌ خانم توجهم را به خود جلب کرد بانویی خمیده‌ قد با عصایی در دست و موهایی سپید که نشانی از سال‌های دور داشت آرام در میان جمعیت حرکت می‌کرد اما چشمانش آرام نبود برق خاصی داشت انگار چند ولت شوق در آن جریان داشت به سمتش رفتم و سر صحبت را باز کردم قبل از آنکه سوالی بپرسم با لبخندی که خستگی سال‌ها را کنار می‌زد، گفت: دخترم… من شاید دیگه توان راه رفتن مثل قدیم رو نداشته باشم اما دلم هنوز جوونه انقلاب رو با گوشت و پوست لمس کردم اگه امروز نیام انگار یه چیزی از دلم کم می‌شه.

عصایش را محکم‌تر گرفت و ادامه داد: ما روزای سخت دیدیم اما امیدمون هیچ‌ وقت نمرد امروز اومدم بگم هنوز پای این خاک ایستادم تا وقتی جون دارم میام.

در میان شعارها‌ صدای بلندی که از قد و قامتش بعید بود توجهم را جلب کرد آزیتا‌ دختر کلاس‌اولی با صورتی سرخ از هیجان آنقدر بلند شعار می‌داد که انگار می‌خواست صدایش به همه برسد.

کنارش رفتم و پرسیدم چرا این‌قدر با شور شعار می‌دهد با لبخند کودکانه‌ای گفت:‌ مامانم گفته امروز روز مهمیه من اومدم بگم ایرانمو دوست دارم دوست دارم همیشه خوشحال باشه.

پرچم کوچکش را بالا گرفت و دوباره با تمام توان شعار داد من همان‌جا فهمیدم انقلاب آینده‌اش را پیدا کرده است.

در میان جمعیت مادر شهیدی آرام قدم برمی‌داشت چادر مشکی‌اش ساده بود اما وقارش سنگین عکس قاب‌ شده‌ی فرزندش را به سینه می‌فشرد وقتی از او پرسیدم چرا آمده مکثی کرد و گفت: پسر من جانش را برای این خاک داد من اومدم بگم راهش هنوز ادامه داره تا وقتی نفس دارم جای خالی‌اش رو با حضورم پر می‌کنم.

چشمانش خیس بود، اما صدایش محکم انگار مادران شهدا هنوز ستون‌های ایستاده‌ی انقلاب‌اند.

کمی آن‌طرف‌ تر معلمی را دیدم که همراه شاگردانش راه می‌آمد گاهی دست کودکی را می‌گرفت گاهی چیزی در گوششان می‌گفت.

می‌گفت: این فقط یک راهپیمایی نیست یک کلاس درسه درسی از مسئولیت از تاریخ از اینکه آینده با بودن ساخته می‌شه من اومدم تا بچه‌ها فقط نشنون، ببینن و لمس کنن.

در حاشیه مسیر بختیار محمدی را دیدم کاسب قدیمی بازار جیرفت با صورتی آفتاب‌سوخته و دستانی که سال‌ها کار را فریاد می‌زد گفت: من زمان قبل از انقلاب رو چشیده‌ام می‌دونم مردم با چه سختی‌هایی این انقلاب رو به دست آوردن اون روزا ارزون به دست نیومد که راحت ازش بگذریم.

کمی مکث کرد و افزود: امروز اومدم بگم قدرش رو می‌دونم شاید گلایه باشه، اما قهر نه.

راهپیمایی ۲۲ بهمن در جیرفت‌فقط اجتماع آدم‌ها نبود اجتماع باورها بود از نوجوان تا سالمند از نگاه‌های سنتی تا سلیقه‌های متفاوت همه آمده بودند تا یک حقیقت را ثابت کنند

این انقلاب، صدای واحدی از دل تنوع است.

جیرفت در این روز نشان داد که هنوز هم خیابان جای مردم است جایی که اختلاف‌ها رنگ می‌ بازد و اصل «ایران» می‌شود.

۲۲ بهمن امسال جیرفت نه فقط راه رفت، بلکه ایستاد، ایستاد تا بگوید این مردم‌با همه تفاوت‌ها هنوز پای انقلاب، پای نظام و پای آینده این سرزمین هستند.

و این همان قدرتی است که هیچ تهدیدی تاب ایستادن در برابرش را ندارد.

لینک کوتاه : https://avayejarideh.ir/?p=1111

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0