• امروز : پنجشنبه, ۱۴ خرداد , ۱۴۰۵
  • برابر با : Thursday - 4 June - 2026
اخبار امروز : 0
1

جشار، جایی که زمان ایستاده مردمانش هنوز با الاغ شخم می زنند و چشم به راه آب، جاده و قنات اند

  • کد خبر : 963
  • 01 نوامبر 2025 - 11:56
جشار، جایی که زمان ایستاده مردمانش هنوز با الاغ شخم می زنند و چشم به راه آب، جاده و قنات اند
در دل جنوب کرمان جشار و روستاهای اطرافش هنوز با ریتمی از گذشته نفس می کشند جایی که با وجود گذشت سال ها از زلزله ی بم و وعده های مسئولان آب در قنات ها جریان ندارد و زمین با الاغ شخم می خورد بیش از هزار نفر از اهالی این منطقه در روستاهایی بی مدرسه و بی راه زندگی می کنند میان خاکی تشنه امیدی زنده و دلی که هنوز به قنات، باران و نگاه مسئولان دل بسته است.

زینب موحدی نیا:

به گزارش پایگاه خبری آوای جریده، به همراه تور رسانه ای بسیج رسانه جیرفت از مسیر سغدر وارد جاده جشار شدیم جاده ای باریک و خاکی که پیچ وخم هایش ما را به عمق جنوبی ترین نقطه های فراموش شده ی جنوب کرمان برد هوا  با نسیمی سرد همراه با باد و خاک نرم مسیر را روی شیشه خودرو می پاشید همجا سکوت بود صدای ماشین در سکوت تپه ها گم می شد و تنها ردی از زندگی و رد پاهای حیوانات و زمین های نیمه کشت شده‌ای بود که نشان می داد هنوز کسانی دل از این سرزمین نکنده اند.

هنوز در این مسیر می‌ شود مردانی را دید که با الاغ زمین را شخم می ‌زنند همان تصویری که روزگاری در دهه‌ های پیش معمول بود حالا میان دنیایی از ماشین و فناوری همچنان در جشار ادامه دارد در عجبم که در دنیایی که ماشین و تراکتور نشانه ی پیشرفت اند او هنوز با الاغ زمین را برمی گرداند گویی زمان در بخش جبالبارز ایستاده است نه از صدای ماشین خبری بود و نه از بوی بنزین  تنها بوی خاک داغ و عرق رنج دیده‌ ای که از زمین بالا می آمد.

در طول مسیر خانه هایی پراکنده با دیوارهایی از خشت و گل و با پنجره‌هایی کوچک که گویی از دل تاریخ بیرون آمده‌اند پدیدار شدند درمسیر از فراز تپه ای که عبور کردیم چشم انداز گسترده‌ای از روستاهای، روستاهایی چون کل ‌کوهی، بید ‌سیاه، شکرک، حوان، پسلنگر، گرزماند و رودخونی در گستره‌ ای حدود چهل کیلومتر مربع گسترده شده‌اند با مردمانی بیش از دویست خانوار با جمعیتی بالغ بر  هزار نفر هنوز با کم ‌ترین امکانات به زندگی چسبیده‌ اند.

متوجه شدم در هیچ‌ یک از این ۱۵ ده کوچک مدرسه ‌ای فعال نیست راه درست و جاده‌ ای ایمن وجود ندارد آب آشامیدنی سالم در دسترس نیست و مردم از بی‌ خدماتی درمانی، نبود مسجد، لوله‌ کشی آب و حتی ارتباط ساده تلفن و اینترنت در رنج ‌اند به گونه ای که درطول سفر یک ‌روزه ‌مان به جبالبارز رشته‌ی ارتباط با دنیای الکترونیک گسسته بود نه آنتنی پیدا می‌ شد و نه نشانی از اتصال گویی در دل سکوت کوه جا مانده بودیم.

به گفته مردم منطقه روزی در دل همین خاک ۱۷ رشته قنات می‌جوشیده قنات‌هایی که عمری به مزارع و امننیت غذای حیات می ‌بخشیدند اما پس از زمین‌ لرزه بم در سال ۱۳۸۲ بیشترشان فرو ریختند و با گذشت ۲۲ سال هنوز احیا نشده ‌اند، زمین‌ها تشنه اند و اهالی چشم به راه آبی که زندگی را برگرداند.

توزیع نامناسب آرد، خرابی جاده‌ها و بی ‌توجهی به ادامه آسفالت، نبود برق ، نبود آب سالم و بهداشت و مسجد، همه این ها دردی است که سال ها در آواز نیمه ‌تمام یک چوپان کنار دام ها، در نگاه نگران مادری که امیدش را گم نکرده، در دعای مردمانی که هنوز به بارش باران باور دارند می‌شود فهمید که جشار اگرچه تشنه است اما هنوز نمرده و امید به آینده ای برای نوه و نتیجه های مردم این دیار دارد.

در بازدید از روستاهای جبالبارز شمالی نکته ای که چشم را می گرفت و ذهن را به گذشته های دور می برد وجود گورستان هایی بود که به قرن های کهن بازمی گردند در این آرامستان ها سنگ قبرها نه به صورت خوابیده بلکه ایستاده و عمودی در خاک فرو رفته اند سنگ‌هایی که بر پیکرشان نقش شمشیر، خطوط حک شده شبیه به کتیبه و نوشته هایی به خط هوایی سنتی دیده می شود، طراحی این سنگ ها که در بسیاری از مناطق ایران دیگر یافت نمی شود نشان از قدمت تاریخی و فرهنگ نمادین مردمان این خطه دارد مردمانی که در دل کوه تاریخ و هویت خود را حتی بر سنگ گور نیز حک کرده‌اند.

با مردم خونگرم و مهمان‌ نواز هر روستا که به گفتگو می‌ نشستیم در دل حرف هایی داشتند که فقط گوشی شنوا می خواست.

محمد حاجی نمکی پیرمردی با شالی بر پیشانی و لبخندی مهربان، رو به من کرد و گفت: ما خودمون بلدیم زندگی رو بسازیم، فقط یه راه، یه آب، یه نگاه درست می خواهیم این حرف پیرمرد برایم هزار معنا داشت و حسرتی عمیق برای متولیانی که از مردم غافل مانده‌ اند.

وی با صدای لرزان زیر لب افزود: فقط بذارین بمونیم… ای کاش یه روزی دوباره صدای قنات‌ هامون به گوش برسه تا ما هم همراه اونا زنده بشیم.

آقا احمد پیرمرد دیگری با دستانی پینه بسته، طناب به گردن الاغ بسته و زمین خشک را شیار می زدبا صدایی بلند گفت: ما این‌جا هنوز با الاغ زمین  زنده می کنیم و با امید همون یه خوشه گندم  سفره مونو پر می کنیم.

وی با نگاهی پر از دلتنگی افزود: وقتی قنات زنده بود ما هم زنده بودیم الان زمین هم با الاغ شخم می زنم ولی شخم بی آب چه فایده داره فقط دلم آروم می گیره از کاری که انجام می دهم.

زهراخانم زن سالخورده‌ای با شال بلند محلی که مهره‌های آن روی پیشانی‌اش می درخشید و لبخندش را زیباتر کرده بود به من کرد و گفت: شب و روزمون با یه دبه آب می گذره چون نه شیر آب داریم نه لوله کشی باید تا ته رودخونه یا چشمه برویم و آب رو با دست یا پشت دوش بیاریم.

وی با اندوه بیان کرد: بچه‌هامون از مدرسه جا می مونن چون یا راه نیست یا مدرسه ای گاهی مجبوریم برای درس خواندن بچه ها کوچ اجباری داشته باشیم.

محمد سرحدی جوانی از همان دیار با ناراحتی گفت: الان همه چی پیشرفت کرده ولی ما هنوز با الاغ زمین شخم می زنیم هر روز پدرمو می بینم که خسته و درمانده از کار برمی گرده دلم می سوزه برایش  اما نمی توانیم کاری کنم.

احمد احمدپور، رئیس سازمان جهاد کشاورزی جنوب کرمان در گفت وگو با خبرنگار با بیان اینکه ما در جریان امور منطقه هستیم، اظهار داشت: مردم جبالبارز مردمانی زحمت کش، پرتلاش و همدل هستند که همواره برای عمران و آبادانی سرزمینشان تلاش می کنند از هیچ تلاشی برای آنها دریغ نخواهیم کرد.

وی با اشاره به فرآیند احیای قنوات گفت: قنات‌هایی که توسط مشاوران فنی بررسی و تایید می‌شود که دارای آب هستند، در اولویت کار احیا قرار می گیرند و عملیات اجرایی آن ها آغاز می شود در حال حاضر تمامی قنوات در دستور کار کارشناسی ما قرار دارند.

احمدپور افزود:در جنوب کرمان حدود ۱۲۰۰ رشته قنات وجود دارد اما اعتبارات اختصاص یافته سالانه بسیار محدود است و تنها پاسخ گوی مرمت و احیای ۴۰ تا ۵۰ قنات می‌باشد.

وی بیان کرد: تمایل ما این است که هر طرح احیای قنات به صورت کامل و یک مرحله ای انجام شود اما در برخی مناطق بنا بر نظر دهیاران و شرایط محلی  پروژه در دو مرحله اجرایی می گردد.

 

 

لینک کوتاه : https://avayejarideh.ir/?p=963

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 1در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 1
  1. متاسفانه دردوره از یکی ازفرمانداران محترم وکابینه همراهش به ناچار که دردی ازدلمان برداشته شودبااسب با رژه ازمیهمانان استقبال کردیم که شاید….امانشد که نشد.ناگفته نماندبااین حال جوانان این قطعه ازنظرتحصیلات عالیه حرف برای گفتن دارند