زینب موحدی نیا:
به گزارش پایگاه خبری آوای جریده، خشکسالیهایی که امان زمین را بریده بیکاری که جوانان را سرگردان گذاشته و سیاستهایی که از تهران تا کرمان نوشته شدند اما هرگز با زندگی مردم اینجا همخوان نشدند دست به دست هم دادهاند تا جادههای جنوبی استان کرمان را به یکی از ناامنترین مسیرهای کشور بدل شوند جادههایی که مسیر عبور یک خانواده روستایی نیست بلکه گذرگاهی برای خودروهایی است که سوخت را با سرعتی هراسآور به سوی مرز می برند و در دلشان انفجاری محتمل حمل میکنند.
اینجا میان کوههای خشک و روستاهای دورافتاده هیچ کس در امان نیست نه کشاورزی که زمینش بی بار مانده و ناچار شده پشت فرمان یک خودروی فرسوده بنشیند نه زنی که شبها با نگرانی صدای عبور خودروهای سوختکش را میشنود و نه بچههایی که باید از جادههایی عبور کنند که هر لحظه ممکن است به میدان حادثه تبدیل شود.
مرگ ۱۳ عضو یک خانواده در محور رمشک – قلعهگنج تنها یکی از صحنههایی است که نشان میدهد این بحران چقدر جانفرسا شده است حادثهای که در یک چشم به هم زدن شادی یک خانه را به عزایی تلخ تبدیل کرد و زنگ خطر را دوباره برای مردم جنوب کرمان به صدا درآورد.
در چنین شرایطی، مردم نه تنها برای تأمین سوخت روزمرهشان ساعتها در صف میمانند بلکه امنیت جانشان را هم از دست میدهند جادههای باریک سرعتهای غیرقابل تصور و خودروهایی که هیچ کس نمی داند مقصدشان کجاست و سرشبکه شان کیست در میان این همه آشوب آنچه روشن است این است که مردم جنوب کرمان بیش از هر زمان دیگری هزینه سیاست های ناکارآمد و شبکههای پنهان قاچاق را می پردازند.
صبحی داغ در مسیرهای قاچاق
در جاده خاکی اطراف رودخانه شور رد لاستیک خودروهای سنگین نشان میدهد این مسیر یکی از گذرگاههای اصلی قاچاق به سمت مرزهای جنوبی و شرقی است کنار یک پمپبنزین چند جوان محلی نشستهاند برخی از آنها سالهاست زندگیشان زیر سایه سوختکشی میگذرد.
محسن ۲۷ ساله میگوید: خشکسالی کشاورزی را نابود کرد بار رسمی نیست مجبوریم سوخت ببریم ما فقط تحویل گیرندهایم صاحب بار کس دیگری است.
محمد جوان منوجانی با پژویی که صندلیهایش را برای جا دادن مشک بنزین برداشته میگوید: اگر کار درست و حسابی بود سمت سوختکشی نمیرفتم خیلیها در همین مسیرها جانشان را گذاشتهاند.
زنانی که بار زندگی را به تنهایی میکشند
در محله ای از کهنوج زهرا از مرگ همسرش در انفجار یک تانکر قاچاق میگوید: کارگر ساختمان بود اما کار کم شد و رفت رانندگی همان شد که جانش را گرفت.
فاطمه با دو کودک خردسال مانده شوهرش دو سال پیش با پژو حامل سوخت به دره سقوط کرد و جان سپرد.
کشاورزی که زمین گیر شد و جوانی که ناچار شد
کشاورزان فاریاب و مناطق اطراف نیز روایت مشابهی دارند زمین خشکیده آب کم شده و درآمد کشاورزی کفاف زندگی نمی دهد.
حاج کریم کشاورز باسابقه میگوید: جوان ها کشاورزی را رها کردهاند وقتی میبینند سوختکشی درآمد بیشتری دارد طبیعی است که جذبش شوند.
یک جوان فاریابی هم که شبها با موتورسیکلت فرسوده ظرفهای بنزین را از بیراهه میبرد، میگوید: هشت سال دنبال کار بودم آخرین پیشنهاد کاری ۱۲ ساعت کار با چهار میلیون حقوق بود خطر سوختکشی برای بعضیها میشود آخرین چاره.
حادثه ای که جنوب کرمان را داغدار کرد
چند روز پیش برخورد یک خودروی سوختکش با یک خودروی سواری در محور رمشک – قلعهگنج جان ۱۳ نفر را گرفت.
محمد، از اهالی روستای توریگ، میگوید: «هر روز با ترس از جاده رد میشویم. سوختکشها با سرعت غیرعادی میرانند.»
زهرا دیگر ساکن روستا گلایه میکند: برای پر کردن باک موتور خودمان باید ساعتها در صف باشیم، اما قربانی قاچاقچیها میشویم.
مردم هم در صف سوخت و هم در صف خطر
طرح کدینگ سوخت که قرار بود راه قاچاق را ببندد برای مردم عادی بیشتر دردسر ایجاد کرده است صفهای طولانی محدودیتها و کمبود سوخت در حالی ادامه دارد که خودروهای حامل سوخت قاچاق از مسیرهای دیگر میگذرند.
دادستان کرمان قاچاق سوخت شبکه ای است و برخورد باید ریشهای باشد
در پایان این همه گلایه و حادثه، دادستان کرمان نیز ناکارآمدی طرحهای کنترلی را تأیید میکند. مهدی بخشی میگوید: قاچاق سوخت در کرمان بهصورت شبکهای انجام میشود. طرح کدینگ برای مردم عادی مشکلساز شده و نتوانسته جلوی قاچاق را بگیرد. برخورد باید با سرشبکهها باشد و دستگاه قضایی در این زمینه هیچ کوتاهی را نمیپذیرد.
















