زینب موحدی نیا:
به گزارش پایگاه خبری آوای جریده، انسانهایی که نه قاچاقچیاند و نه مجرم؛ فقط قربانیان فقر، نبود اشتغال و بیتوجهیاند.سوختبری در ظاهر راهی برای گذران زندگی است، اما در عمل، بازی خطرناکی میان مرگ، فقر و ناامنی است.
اقتصاد بیمار و جغرافیای بیامید در مناطقی که کارگاه، کارخانه یا فرصت تولید وجود ندارد، اقتصاد غیررسمی رشد میکند. این اقتصاد «غیررسمی» در جنوب کرمان و سیستان و بلوچستان همان سوختبری است انسانی که جان خود را با چند بشکه گازوئیل معاوضه میکند.اما در این معامله، خسارت نهتنها اقتصادی، بلکه انسانی است. سوختبرها در مسیرهای ناامن و جادههای مرزی هر روز جانشان را از دست میدهند؛ خانوادههایی بیسرپرست میمانند و روح امید در نسلهای بعد خاموشتر میشود.ناامنی؛ ثمرهی رنج و فقر ناامنیهای ناشی از سوختبری فقط به مرزها محدود نیست. در واقع، وجود شبکههای قاچاق کوچک، زمینهای برای رشد شبکههای بزرگتر و سازمانیافتهتر فراهم میکند. این چرخه، امنیت ملی را تهدید و اقتصاد رسمی کشور را تضعیف میکند. اما سؤال اساسی اینجاست: چه کسی باید پاسخ دهد؟ انگشت اتهام نباید فقط به سمت سوختبر فقیر نشانه رود، بلکه باید سیاستهای ناکارآمد اقتصادی و نبود زیرساختهای توسعه در این مناطق مورد سؤال قرار گیرد. جان انسان، ارزانتر از نفت؟
در گزارشهای محلی، همیشه بخش دردناک ماجرا تکرار میشود: آتشسوزی خودروهای سوختبر، تیراندازی مرزی، یا واژگونی در پیچهای خطرناک جادهها. هر لحظه مرگ، خبر نیست فاجعهای خاموش است که دیگر جامعه را ساکت کرده است.وقتی جان انسانها برای چند میلیون تومان سوخت گرفته میشود، باید از خود پرسید: آیا این عدالت است؟ آیا نمیتوان به جای گلوله و خطر، راه جایگزین قانونی و انسانی طراحی کرد؟
سوختبری، بیماری عمیق یک جامعه محروم است؛ حاصل بیتوجهی، تبعیض و سیاستهای کوتاهمدت. تا زمانیکه اشتغال پایدار، زیرساخت حمل و نقل ایمن، و نگاه انسانی به مناطق مرزی شکل نگیرد، این تجارت مرگ ادامه دارد.
سیاستگذاران باید یکبار برای همیشه تصمیم بگیرند: به جای مبارزه با فقرا، با فقر مبارزه کنند.
















