زینب موحدی نیا:
به گزارش پایگاه خبری آوای جریده، ایشان با لحنی گرم و مهرآمیز فرمودند: (بحراسمان منطقه ای زیبا با مردمی اصیل و با فرهنگ است و افتخار ما هستند) این سخنان پژواکی از درک و ارج نهادن به جایگاه و هویت مردم این منطقه بود که در بستر منطقه ای با پتانسیلهای فراوان و نیازهای مبرم به توسعه مطرح شد مانند نوری تازه و بذری از امید در دل مردم، اعضای شوراها و دهیاران منطقه دمید و امید به تحقق پروژههای عمرانی، توسعه کشاورزی و بهبود زیرساختها بارقه ای از خوش بینی را در فضایی که پیش از آن با چالشهای متعددی روبرو بود روشن ساخت.
این وعده صرفاً یک اظهارنظر گذرا نبود بلکه با قاطعیت و تعهد ابراز شد و همین امر باعث شد تا مردم با جدیت و انتظار بیشتری به آن بنگرند و تصور بازدید اعضای شورای اداری که تصمیم گیرندگان اصلی در سطوح بالاتر اجرایی کشور هستند از منطقه زمین حسین بحراسمان خود به تنهایی کافی بود تا افقهای جدیدی پیش روی توسعه این منطقه گشوده شود زمین حسین که به واسطه موقعیت جغرافیایی و پتانسیلهایش میتوانست به مرکزی برای پروژههای کلان و اثرگذار تبدیل شود، اکنون در کانون توجه وعدههای مسئولان قرار گرفته بود.
در آن روز من خبرنگار با نگاهی موشکافانه به مشکلات ریز و درشت منطقه دغدغههای مردم حسین بحراسمان را با نماینده مجلس در میان گذاشتم. از کمبود زیرساختها گرفته تا مسائل رفاهی و خدماتی همگی به سمع و نظر ایشان رساندم و پاسخ نماینده محترم موجی از خوش بینی را در میان شوراها و دهیاران منطقه برانگیخت چرا که با قاطعیت وعده دادند هفته آینده پس از بازگشت از تهران به همراه شورای اداری شهرستان جیرفت به منطقه خواهیم آمد تا مسائل بررسی و حل شود این جمله به مثابه نوری در انتهای تونل تاریکی بود که برای بسیاری از اهالی منطقه امید تازهای را به ارمغان آورد، وعدهی حضور مسئولین عالی رتبه شهرستان نویدبخش گام های عملی و گشایشی در پروندهی مشکلات انباشته شده بود.
هفتهها گذشت روزها به هفته ها و هفته ها به ماهها تبدیل شدند دیداری که به کوتاهی (هفته آینده) وعده داده شده بود، هر روز به بهانه ای به فردا موکول شد و انتظارنجیب مردمان بحراسمان رفته رفته به عادت تبدیل شد و امید جای خود را به دلخوری داد.
بیش از یک ماهه معتمدین شوراها و دهیاران با صرف وقت و انرژی زیاد خود را برای میزبانی و پیگیری مطالبات آماده نگه داشتند اما این وعده گویی در مسیر پر پیچ و خم تهران و جیرفت گم شد و تماسها بی پاسخ ماندند و خبری از آن سفر برنامه ریزی شده نشد و این سکوت و بی خبری تدریجا نگرانی را جایگزین امید نمود.
امروز ماهها از آن وعدهی دلگرم کننده می گذرد چشم ها همچنان به راهند اما دیگر آن شور و شوق اولیه را ندارند جوانه امیدی که در دل ها روییده بود در نبود باران عمل بیثمر مانده است.
امروز زمین حسین بحراسمان شاهد خاموش این انتظار طولانی است این زمین گواه این حقیقت است که وعدهها اگر تنها در دفترها باقی بمانند و در میدان عمل شاهد تحقق نباشند نه تنها گرهای از مشکلات باز نمیکنند بلکه زخم کهنه انتظار را عمیق تر میکنند و به روح صبوری مردم خراش وارد میآورند.
وعدهای که قرار بود در “هفته آینده” تحقق یابد، حالا به پاییز رسیده است. پاییز، فصل ریزش برگها و گذر از روزهای گرم تابستان است اما امسال پاییز زمین حسین بحراسمان بی آنکه بارانی از عمل و اقدام ببارد از راه رسیده است.
مردمان اصیل و بافرهنگ زمین حسین بحراسمان همچنان منتظرند این انتظاردر هوای داغ جنوب و زیر تابش آفتاب سوزان به گلایه ای بدل شده است گلایه ای که دیگر تنها از مسئولین پرسش نمی کند که چرا وعده عملی نشد بلکه عمیق تر رفته و از خود(صداقت وعدهها) سوال می پرسد.
این مردم که سال هاست با صبوری و همدلی چرخ زندگی را می گردانند حق دارند تا از صداقت مسئولین خود اطمینان حاصل کنند چشم انتظاری آنها پرسشی است بلند از مدیران و نمایندگانشان که آیا صداقت در تار و پود خدمات عمومی تنیده شده است یا خیر آیا وعدهها،صرفاً ابزاری برای گذر از برهه ای خاص هستند یا ریشه در عزم جدی برای خدمت دارند
این انتظار پیامی است صریح از مردم به مسئولین مبنی بر اینکه آنان نیازمند واقعی و درک عمیقی از مشکلاتشان هستند و نه صرفاً وعدههایی که در گذر زمان رنگ می بازند….
وعده های مسئولان که در ذهنم مرور می شود ناخودآگاه یاد این ضرب المثل می افتم از طلا گشتن پشیمان گشته ایم مرحمت فرموده ما را مس کنید….

















متن بسیار خوب و نشان از دغدغه مندی نگارنده متن هست، درود