زینب موحدی نیا:
به گزارش پایگاه خبری آوای جریده، راهروهای دادگاه این روزها شبیه گذرگاهی سرد و بی روح شدهاند جایی که آدمها با چهرههایی خسته، نگاههایی شکسته و دلهایی پر از ناگفته، منتظر صدایی می مانند که پایان یک زندگی مشترک را رسمی کند.
زن و مردهایی که روزی با هزار امید و آرزو کنار هم نشسته بودند امروز بیآنکه حتی توان نگاهکردن به چشم یکدیگر را داشته باشند عطای زندگی را به لقایش بخشیدهاند. این صحنه دیگر استثنا نیست به عادتی تلخ تبدیل شده است، عادتی که آرام آرام ریشه های خانواده را می خشکاند.
براستی چه شده که «طلاق» اینقدر ساده بر زبان میآید؟ چه بر سر صبر، مدارا و مفهوم باهمبودن آمده که بسیاری ترجیح می دهند در نخستین پیچ سخت زندگی راه بازگشت را انتخاب کنند؟ طلاق فقط یک امضا زیر یک برگه نیست فروپاشی یک رویا، خاموش شدن چراغ یک خانه و آغاز زنجیره ای از آسیبهای پنهان و آشکار است که گاه سال ها بعد خود را نشان میدهد.
کارشناسان اجتماعی معتقدند طلاق نتیجه یک عامل واحد نیست، مجموعهای از فشارهای اقتصادی، بیکاری، گرانی مسکن، ناامنی شغلی و مقایسه های بی پایان در فضای مجازی، آرامآرام پایه های زندگی مشترک را سست میکند، وقتی معیشت به دغدغه اول خانواده تبدیل میشود، گفتگو جای خود را به گلایه میدهد و محبت در سایه اضطراب رنگ میبازد. بسیاری از زوجها نه از بی عشقی که از خستگی جدا میشوند خستگی از دویدن بیحاصل، از نرسیدن ها و از آیندهای که مبهمتر از همیشه است.
در کنار مشکلات اقتصادی ضعف مهارتهای زندگی و ناتوانی در حل تعارض ها نقش پررنگی دارد بسیاری از زوجها بلد نیستند با هم حرف بزنند اختلاف را مدیریت کنند یا از «من» عبور کرده و به «ما» برسند، اختلافها انباشته میشود سکوت ها طولانی تر و فاصله ها عمیق تر تا جایی که طلاق به عنوان تنها راه نجات تصور میشود بیآنکه به هزینه های سنگین آن اندیشیده شود.
اما شاید بیشترین قربانیان این معضل کودکانی باشند که بی صدا میان تصمیم های بزرگسالان گم میشوند، کودکانی که ناگهان میان دو خانه دو قانون و دو دنیای متفاوت سرگردان می مانند، زخم طلاق همیشه فریاد نمی زند گاهی در افت تحصیلی، انزوا، پرخاشگری یا بی اعتمادی به آینده خود را نشان میدهد، جامعهای که از رنج کودکانش غافل شود ناگزیر بهای سنگینی در سال های بعد خواهد پرداخت….
از سوی دیگر طلاق برای زنان به ویژه زنان خانهدار اغلب با فشارهای مضاعف اجتماعی و اقتصادی همراه است، نگاههای قضاوت گر، مشکلات تامین معاش و مسئولیت های سنگین فرزند پروری مسیری دشوار پیش روی آنان میگذارد. مردان نیز از آسیب ها بینصیب نمیمانند انزوای عاطفی، فشارهای مالی و احساس شکست بخشی از واقعیتی است که کمتر درباره آن سخن گفته می شود.
با این همه نباید فراموش کرد که طلاق همیشه پایان یک اشتباه نیست گاه پایان یک رنج طولانی است. زندگی هایی وجود دارد که ادامه دادنشان تنها به خشونت، تحقیر و فرسایش روحی میانجامد. اما مسئله آنجاست که طلاق از «آخرین راه» به «اولین انتخاب» تبدیل شده است انتخابی سریع، بدون تلاش کافی برای ترمیم، گفتگو و استفاده از مشاورههای تخصصی.
کاهش آمار طلاق پیش از آنکه نیازمند قانون و اجبار باشد محتاج فرهنگ سازی عمیق است، آموزش مهارتهای زندگی از سنین پایین، دسترسی آسان و ارزان به مشاوره های خانواده، حمایت اقتصادی از زوج های جوان و بازتعریف مفهوم صبر و مسئولیت پذیری، میتواند بخشی از این زخم کهنه را التیام بخشد خانواده اگر فروبپاشد، جامعه نیز آرامآرام امنیت روانی خود را از دست میدهد.
راهروهای دادگاه نباید اولین ایستگاه اختلاف ها باشند شاید اگر کمی زودتر شنیدن را یاد بگیریم اگر درد همدیگر را جدی بگیریم و اگر به جای قضاوت به ترمیم بیندیشیم بسیاری از این امضاها هرگز پای برگه های طلاق ننشیند، طلاق یک معضل اجتماعی است نه صرفاً یک تصمیم شخصی معضلی که حل آن سهم همه ماست.
متأسفانه این معضل تنها به کلان شهرها و پایتخت محدود نمانده و دامنه آن تا دورترین نقاط کشور نیز کشیده شده است. در جنوب کرمان جایی که هنوز پیوندهای خویشاوندی و سنت های خانوادگی نفس میکشند آمار طلاق زنگ خطری جدی را به صدا درآورده است.
بنا بر آمارهای غیررسمی و گفته های فعالان اجتماعی و مراجع قضایی این منطقه نسبت ازدواج به طلاق به شکلی نگرانکننده کاهش یافته تا جایی که در برخی مناطق در برابر هر ازدواج ثبت شده یک طلاق نیز به ثبت می رسد.
آماری تلخ که از فروپاشی آرام اما پیوسته بنیان خانواده حکایت دارد و نشان می دهد بحران طلاق بی سر و صدا و بی مرز در حال تبدیل شدن به یکی از عمیق ترین چالش های اجتماعی جنوب کشور است چالشی که اگر امروز جدی گرفته نشود فردا هزینه های سنگین تری بر دوش جامعه خواهد گذاشت….
به امید جامعه ای بدون طلاق جامعه ای عاری از هرگونه خشونت، بی توجهی و فروپاشی عاطفی که در آن گفتگو جای قهر، درک متقابل جای سرزنش و حمایت اجتماعی جای قضاوت را بگیرد جامعهای که خانواده را نه یک قرارداد شکننده بلکه بنیانی برای آرامش، رشد و آینده ای امن بداند.
















